سایت تفریحی خنده دار آموزشی جدید

سایت تفریحی خنده دار آموزشی جدید

سایت تفریحی خنده دار آموزشی جدید

سایت تفریحی خنده دار آموزشی جدید

وضعیت اقتصادی در کانادا


وضعیت اقتصادی در کانادا | اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﻄﺢ ﺗﺤﺼﯿﻼت زﻧﺎن ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه آﻧﻬﺎ اﻣﮑﺎن اﺷﺘﻐﺎل ﺑﻪ ﮐﺎرﻫﺎی ﺗﺨﺼﺼﯽ را ﭘﯿﺪا ﮐﻨﻨﺪ .در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ زﻧﺎن ﺑﺎ ﺗﺤﺼﯿﻼت داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ در ﮐﺎﻧﺎدا ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺣﺮﻓﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﻋﻠﻮم، ﺗﺠﺎرت و اﻣﻮر ﻣﺎﻟﯽ، ﻣﺸﺎوره ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ، ﺣﺴﺎﺑﺪاری و ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﮔﺮاﯾﺶ ﭘﯿﺪا ﮐﺮده اﻧﺪ .ﻃﯽ ﯾﮏ دﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎدی ﮐﺎﻧﺎدا ﺗﻐﯿﯿﺮات زﯾﺎدی داﺷﺘﻪ اﺳﺖ.

ﯾﮑﯽ از ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎی اﯾﻦ دﮔﺮﮔﻮﻧﯽ، رﺷﺪ ﺣﻀﻮر زﻧﺎن در اﻗﺘﺼﺎد اﯾﻦ ﮐﺸﻮر اﺳﺖ .زﻧﺎن ﮐﺎﻧﺎداﯾﯽ ﺑﺎ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺧﺎﺻﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺪا ﮐﺮده اﻧﺪ، ﻃﺒﻖ آﻣﺎر ﺳﺎل  ﻫﺰار ﺷﺮﮐﺖ ﯾﺎ ﮐﺴﺐ۱۳۷، در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ۲۰۰۷ وﮐﺎر ﮐﻮﭼﮏ در ﮐﺎﻧﺎدا در ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﺗﻤﻠﮏ زﻧﺎن اﺳﺖ و اﻧﺘﻈﺎر ﻣﯽ رود ﻃﯽ ﯾﮏ دﻫﻪ آﯾﻨﺪه اﯾﻦ ﺗﻌﺪاد دو ﺑﺮاﺑﺮ  ﻫﺰار زن ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻦ ﻣﺸﻐﻮل ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ .ﻧﮑﺘﻪ ﺑﺴﯿﺎر ﺟﺎﻟﺐ در ﻣﻮرد وﺿﻌﯿﺖ ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ زﻧﺎن اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﻤﯽ از زﻧﺎن در ﺧﺎﻧﻪ ۸۲۱ ﺷﻮد .در ﮐﺎﻧﺎدا ﺣﺪود ﮐﺎر ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎی ﺷﻐﻠﯿﺸﺎن را در ﻣﻨﺰل اﻧﺠﺎم ﻣﯽ ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﻦ ﮐﺸﻮر ﺳﻮد ﻣﯽ ۱۸ دﻫﻨﺪ .در ﻣﺠﻤﻮع زﻧﺎن ﻫﺮ ﺳﺎل  رﺳﺎﻧﻨﺪ و اﯾﻦ ﻣﯿﺰان ﺣﻀﻮر در اﻗﺘﺼﺎد و ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ در ﻫﯿﭻ ﯾﮏ از ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﺟﻬﺎن ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻧﻤﯽ ﺷﻮد.

زﻧﺎن ﺑﻪ وﯾﮋه در ﺑﺨﺶ ﻫﺎی ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺧﺪﻣﺎت، ﺧﺪﻣﺎت آﻣﻮزﺷﯽ و ﺗﺨﺼﺼﯽ، ﺧﺪﻣﺎت ﻓﻨﯽ و ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﻓﻌﺎل ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻋﻤﺪه در ﻫﻤﯿﻦ ﺣﻮزه ﻫﺎ ﺑﻪ اﯾﺠﺎد ﮐﺴﺐ وﮐﺎر ﻣﯽ ﭘﺮدازﻧﺪ .ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﯿﻤﯽ از زﻧﺎن ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻦ و ﺧﻮداﺷﺘﻐﺎل ﮐﺎﻧﺎداﯾﯽ دارای ﻣﺪرک داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ ﯾﺎ دوره ﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﭘﺲ از دﯾﭙﻠﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ .در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ زﻧﺎن ﺑﺎ اﯾﺠﺎد ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر ﺑﺮای ﺑﯿﺶ از دو ﻣﯿﻠﯿﻮن ﻧﻔﺮ ﺷﻐﻞ اﯾﺠﺎد ﮐﺮده اﻧﺪ . ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ رو ﺑﻪ رﺷﺪ زﻧﺎن در اﻗﺘﺼﺎد ﮐﺎﻧﺎدا ﻧﺨﺴﺖ وزﯾﺮ اﯾﻦ ﮐﺸﻮر در ﺳﺎل  ﻓﺮﻣﺎن ﺗﺎﺳﯿﺲ ﮔﺮوﻫﯽ وﯾﮋه را ﺑﺮای ﺗﺴﻬﯿﻞ ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ زﻧﺎن ﺻﺎدر ﮐﺮد، وﻇﯿﻔﻪ اﯾﻦ ﮔﺮوه ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﭼﺎﻟﺶ ۲۰۰۳ ﻫﺎ و ﻣﺸﮑﻼت ﭘﯿﺶ روی زﻧﺎن در ﺣﻮزه ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ و ﻧﯿﺰ اﺷﺘﻐﺎل ﺑﻪ ﮐﺎر و اراﯾﻪ راه ﺣﻞ ﺑﺮای رﻓﻊ اﯾﻦ ﻣﺸﮑﻼت، ﺑﺮﮔﺰاری ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺑﺮای زﻧﺎن در زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺗﺎﻣﯿﻦ اﻋﺘﺒﺎر ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ اﺳﺖ. ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎدی ﮐﺎﻧﺎدا ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ اﺳﺘﺎن ﻫﺎی اﯾﻦ ﮐﺸﻮر در ﺑﺴﯿﺎری از ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻫﺎ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻫﺮ ﯾﮏ ﺷﺮاﯾﻂ ﺧﺎص ﺧﻮد را دارﻧﺪ و ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ وﺿﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی ﮐﺎﻧﺎدا ﺑﺮآﯾﻨدی از ﻣﺠﻤﻮع وﺿﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی ﺗﻤﺎم اﺳﺘﺎن ﻫﺎ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد .رﮐﻮدی ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺣﺮﮐﺖ آرام ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ از اﻗﺘﺼﺎد آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺷﺮوع ﺷﺪ و اﻗﺘﺼﺎد ﺟﻬﺎن را ﻣﻮرد ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻗﺮار داد، ﻫﻤﭽﻨﺎن ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ ﺗﺰرﯾﻖ ﭘﻮل ﻫﺎی ﻓﺮاوان ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﺑﺰرگ اﻗﺘﺼﺎدی و ﮐﻤﮏ ﻫﺎی دوﻟﺘﯽ ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﮐﺎﻣﻼ ﻣﻬﺎر ﻧﺸﺪه اﺳﺖ . وﻟﯽ اﯾﻨﻄﻮر ﮐﻪ از اﺧﺒﺎر ﺷﻨﯿﺪه ﺷﺪ، وﺿﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﺮﺧﯽ اﯾﺎﻟﺖ ﻫﺎی ﮐﺎﻧﺎدا ﭼﻮن اﺳﺘﺎن ﺳﺎﺳﮑﺎ ﭼﻮان و ﻧﯿﻮﻓﺎﻧﺪﻟﻨﺪ و ﻻﺑﺮادور ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺑﺤﺮان ﺟﺪی روﺑﻪ رو ﻧﺸﺪ، ﺑﻠﮑﻪ در ﭘﺎره ای ﻣﻮارد ﺑﺎ رﺷﺪ ﻧﯿﺰ ﻣﻮاﺟﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ.

آشنایی با حکومت کانادا


آشنایی با حکومت کانادا | ﺣﮑﻮﻣﺖ ﮐﺎﻧﺎدا دﻣﻮﮐﺮاﺗﯿﮏ ﻓﺪرال اﺳﺖ و ﺗﻮﺳﻂ دو ﺑﺨﺶ ﺣﮑﻮﻣﺘﯽ اﺳﺘﺎﻧﯽ و ﮐﺸﻮری اداره ﻣﯽ ﺷﻮد .ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻫﺎ و ﻗﺪرت در ﺑﯿﻦ دوﻟﺖ ﻫﺎی اﺳﺘﺎﻧﯽ و دوﻟﺖ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﮐﺎﻧﺎدا ﻣﺮﮐﺰی ﮐﺸﻮری ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺣﮑﻮﻣﺖ در ﮐﺎﻧﺎدا از ﭘﺎدﺷﺎه ﯾﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎی ﮐﺒﯿﺮ، دوﻟﺖ ﻣﺤﻮری ﻓﺪرال، دو ﻣﺠﻠﺲ ﺳﻨﺎ و ﻋﻮام، دوﻟﺖ ﻫﺎی اﯾﺎﻟﺘﯽ و ﻓﺮﻣﺎﻧﺪار ﮐﻞ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻤﺎﯾﻨﺪه ﻣﻠﮑﻪ اﻟﯿﺰاﺑﺖ، ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ . رأی دﻫﻨﺪﮔﺎن ﮐﺎﻧﺎدا و ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﻧﯿﺰ در ﻗﺎﻋﺪه اﯾﻦ ﻫﺮم ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ .ﺑﻪ ﺻﻮرت رﺳﻤﯽ ﻋﻨﻮان ﮐﻨﻔﺪراﺳﯿﻮن ﺑﻪ ﮐﺎﻧﺎدا اﻃﻼق ﻣﯽشود ، اﻣﺎ در واﻗﻊ اﯾﻦ ﮐﺸﻮر ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻓﺪراﺳﯿﻮن و زﯾﺮ ﺗﺸﺮﯾﻔﺎت ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻣﺸﺮوﻃﻪ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ ﻣﺘﺤﺪه، اداره ﻣﯽ ﺷﻮد .ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﮐﺎﻧﺎدا ﺷﻬﺮ اﺗﺎوا اﺳﺖ، ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ در آن ﻣﺠﻠﺲ ﮐﺸﻮر و ﺧﺎﻧﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪار ﮐﻞ ﻗﺮار دارد.

ﻧﻮع ﺣﮑﻮﻣﺖ ﮐﺎﻧﺎدا، ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ ﻗﺮاردادی ﻣﺸﺮوﻃﻪ ﻓﺪرال، ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻧﻈﺎم و دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﭘﺎرﻟﻤﺎﻧﯽ اﺳﺖ .اﯾﻦ ﮐﺸﻮر از ده اﺳﺘﺎن و ﺳﻪ ﻗﻠﻤﺮو ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪه ﮐﻪ ﻣﺮدم آن ﭼﻨﺪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺑﻪ دو زﺑﺎن ﻣﺨﺘﻠﻒ ﮔﻮﯾﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ در ﻣﺠﻤﻮع زﯾﺮ ﭘﻮﺷﺶ دوﻟﺖ ﻓﺪرال ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﮐﺎﻧﺎدای ﻣﺘﺤﺪ را ﭘﺪﯾﺪ آورده اﻧﺪ .در ﺳﻄﺢ ﻓﺪرال، زﺑﺎن رﺳﻤﯽ آن، ﻫﻢ اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ و ﻫﻢ ﻓﺮاﻧﺴﻮی اﺳﺖ . ﻧﻮع ﺣﮑﻮﻣﺖ در اﺳﺘﺎن ﻫﺎ، ﻓﺪراﻟﯿﺰم ﺑﺎ درﺟﻪ ﺧﻮد ﻣﺨﺘﺎری، ﺑﯿﺸﺘﺮ از دوﻟﺖ ﻓﺪرال اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺧﻮد ﻣﺨﺘﺎری در ﻧﻮع ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻗﻠﻤﺮوﻫﺎ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽ ﺧﻮرد . ﻫﺮﮐﺪام از اﯾﻦ دو ﺑﺨﺶ، ﯾﻌﻨﯽ اﺳﺘﺎن ﻫﺎ و ﻗﻠﻤﺮوﻫﺎ، دارای ﻓﻬﺮﺳﺘﯽ از ﺳﻤﺒﻞ ﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮد ﻫﺴﺘﻨﺪ اﻣﺎ ﺳﻤﺒﻞ ﻣﻠﯽ ﮐﺸﻮر، ﺑﺮگ درﺧﺖ اﻓﺮا اﺳﺖ.

محل سکونت زوجین و ترک منزل از سوی زوجه


محل سکونت زوجین و ترک منزل از سوی زوجه

ماده 1114 قانون مدنی: «زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعییین منزل به زن داده شده باشد.»

نکته1: منزلی که شوهر تعیین می کند می بایست مستقل بوده، به لحاظ عرفی قابل سکونت باشد و در شأن زوجه باشد. شوهر حق ندارد زن را ملزم به سکونت در یک منزل با خویشاوندان خود کند. همچنین شوهر نمی تواند همسرش را مجبور به سکونت در منزل پدری به همراه مادر بیمار خود کند حتی اگر مادر نیاز به مراقبت داشته باشد.

نکته2: زوجین می توانند برخلاف این ماده توافق کنند. لذا اگر زن و شوهر، در هنگام عقد، شرط حق تعیین محل سکونت را در عقدنامه قید کنند، حق تعیین محل زندگی با زوجه خواهد بود و این حق با یک بار استفاده زوجه، از بین نمی رود و همچنان قابلیت اعمال دارد.

ماده1115: «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل، متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علی حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور، محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.»

نکته1: شعبه ششم دیوان عالی کشور در رأی مورخ 2/2/1323 چنین آورده است: «در صورت وجود عذر موجه، زن برای ترک خانه شوهر، نیازی ندارد تا منتظر حکم دادگاه گردد چرا که ممکن است سکونت موجب ورود زیان به وی گردد.» با وجود این، ممکن است شوهر دادخواست تمکین مطرح کند و زن نتواند عذر موجه را ثابت کند. در این صورت، محکومیت زوجه در الزام به تمکین، دور از ذهن نخواهد بود.

نکته2: حق سکونت جداگانه مذکور در دو ماده فوق، صرفا، اختصاص به زن ندارد و شوهر نیز در صورت وجود شرایط مقرر قانونی، می تواند چنین کند.

مصطفی محمدی: وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی- امور خانواده، مهریه، طلاق، قراردادها (عضو کانون وکلای دادگستری مرکز، مدیر وکیل سرا و مؤسسه حقوقی فریاد دادپویان)

 

 

دفاع شفاهی در دادگاه از نگاه یک وکیل

دفاع شفاهی در دادگاه از نگاه یک وکیل

در دفاع شفاهی، اهم و مهم را وکیل تعیین می کند و همو است که قادر به ارزیابی اهمیت مسائل مختلفی است که باید در دفاع از موکل مطرح شود.

در بسیاری مواقع، گفته های وکیل خیلی بیشتر از نوشته ها تأثیر دارند. وکیل باید در آغاز دفاع شفاهی فهرست مطالب خود را به ترتیب بیان کند. ممکن است نظم فهرست به لحاظ پرسشهای دادگاه یا هر علت دیگری به هم بریزد اما ویژگی این اقدام آن است که چیزی از نظر دادگاه دور نمی ماند و وکیل نیز خود را مکلف به بیان کل مطالب ضروری خواهد دانست.

الفاظ و عبارات برای بیان مطالب حکمی باید بسیار با دقت انتخاب شود. گاهی بیان یک قاعده ی حقوقی با لحن رسا و اقناع کننده، تأثیری تعیین کننده بر جای می گذارد. مثلا «قاعده ضمان ما لم یجب» یا «قاعده اسقاط ما لم یجب» «قاعده تسلیط» «قاعده غرور» «قاعده اقدام» و… که اگر بجا و با تسلط و اطمینان استفاده و مطرح شوند بسیار مفید خواهد بود. البته این را هم باید گفت که وقتی وکیل در استدلال خود به قاعده یا اصلی استناد می کند بیان عنوان آن کفایت می کند، زیرا، قاعدتا، دادگاه مفهوم آن را می داند.

در گفتگوی مردم عادی، معمولا، به معانی متفاوت واژه ها و بار خاص معنایی آنها در مباحث موضوعی و حکمی توجه نمی شود یا کمتر مورد توجه قرار می گیرد اما برای وکیل در دفاع ضروری است. کلماتی نظیر فسخ، ابطال، باطل، اعلام بطلان، احراز فسخ، تنفیذ، انفساخ، اقاله و… باید به صورت صحیح و در جای خود، به کار برده شود. اشتباه در کاربرد «اصطلاحات حقوقی» نظر دادگاه را نسبت به وکیل منفی می کند و موجب عدم اثرگذاری دفاعیات وکیل خواهد شد.

نکته ای که باید متذکر شد این است که به تجربه ثابت شده اگر موکلی پرحرف و پرمدعا بود، بهتر است در جلسه رسیدگی حضور نیابد زیرا ممکن است به لحاظ شخصیتی در قبال پرسشهای دادگاه از وکیل، به خود اجازه ی دخالت و پاسخگویی نیز بدهد. بنابراین، حضور چنین موکلی در جلسه جایز نیست. در مواردی هم که دادگاه حضور موکل را ضروری بداند  بهتر است وکیل، او را آماده ی پاسخگویی کند. وکیل باید به موکل خود یادآوری کند که پرگویی و اظهار فضل نکند و حرفهایش را به زبان ساده بیان کند.

نهایتا اینکه استناد به قوانین، رویه ها، نظریات مشورتی و دکترین ها در دفاع شفاهی یکی از محدودیتهای دفاع و استدلال شفاهی است زیرا وکیل در بیان تفصیلی مستندات خود با مشکل مواجه می شود. در دفاع شفاهی، وکیل استدلال خود را به صورت محاوره ای بیان می کند و معمولا به دنبال آن است که به طور خلاصه و مفید با توجه به محدودیت زمان، نتیجه مورد نظر خود را حاصل کند. بنابراین، چنین امری می تواند به ضرر وکیل باشد و توجه دادگاه را از دفاعیات و استدلال های وکیل منحرف کند. بدیهی است استدلال و دفاعیات  شفاهی، معمولا، وقتی ارائه می شود که قبل از آن، دادخواست یا لایحه تقدیم شده و در متن آنها توضیح و تفصیل این مستندات با ذکر شماره و صفحه و… آمده باشد.

در خصوص موضوع دفاع و شیوه های آن در دادگاه، کتابهایی توسط برخی حقوقدانان  نگارش شده است (بهمن کشاورز، احمد فتحی، غلامرضا ریاضی، غلامرضا طیرانیان)

مصطفی محمدی: وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی (عضو کانون وکلای دادگستری مرکز)

نکته های مهم در دادخواست تقسیم ترکه و سهم الارث

نکته های مهم در دادخواست تقسیم ترکه و سهم الارث

سوال1: چه اشخاصی حق درخواست تقسیم ترکه دارند؟

جواب: هر یک از ورثه، ولی و وصی، قیم هر وارثی که محجور باشد، امین غایب، کسی که سهم الارث بعضی از ورثه به او منتقل شده است، موصی له (موصا له) و وصی راجع به موصی به (موصا به) در صورتی که وصیت به جزء مشاع از ترکه شده باشد.

سوال2: در صورتی که ماترک متوفی (متوفا) فقط یک باب منزل بوده و تنها یکی از وراث تقاضای تقسیم ترکه را بکند، آیا دادگاه می تواند به درخواست او ترتیب اثر داده و ملک را تقسیم کند؟

جواب: با توجه به ماده 300 قانون امور حسبی و ماده 589 قانون مدنی، دادگاه باید به درخواست ورثه مذکور رسیدگی کند و چنانچه ملک قابل تقسیم باشد نسبت به تقسیم آن اقدام نماید، در غیر این صورت، بنا به درخواست متقاضی، طبق ماده 9 آیین نامه افراز و فروش املاک مشاع مصوب 1358، دستور فروش ملک را صادر و پس از فروش، سهم وراث را پرداخت کند.

سوال3: اگر متوفی دارای دیونی (بدهی هایی) باشد آیا وراث می توانند سهم الارث خود را مطالبه کنند یا نسبت به معامله در خصوص سهم الارث خود اقدام کنند؟

جواب: طبق ماده 871 قانون مدنی و ماده 229 قانون امور حسبی، وراث قبل از هر گونه معامله باید اجازه ی بستانکاران (طلبکاران) را کسب کنند یا نسبت به ادای دیون متوفی اقدام نمایند وگرنه معامله نافذ نیست و طلبکاران می توانند آن را به هم بزنند.

سوال3: آیا طلبکار از متوفی یا صاحبان سهام می توانند درخواست تقسیم ترکه نمایند؟

جواب: خیر

سوال4: دعوای تقسیم ترکه علیه چه اشخاصی باید مطرح شود؟

جواب: علیه تمامی وراث

سوال5: اگر در دادخواست تقسیم ترکه و افراز، گواهی حصر وراثت (انحصار وراثت) ضمیمه ی دادخواست نباشد، آیا دادگاه می تواند استشهادیه محلی را به عنوان مدرکی دال بر احراز رابطه وراثت تلقی کند؟

جواب: شهادت شهود جزء ادله اثبات دعوی محسوب است، لذا در خصوص اثبات رابطه وراثت هم مؤثر است و گواهی حصر وراثت، موضوعیت ندارد. گرچه با توجه به اینکه رویه دادگاهها در این خصوص گاهی متفاوت است، بهتر است ابتدائا نسبت به اخذ گواهی حصر وراثت اقدام شود.

سوال6: خواسته ی خواهان در دادخواست تقسیم ترکه چه باید باشد؟ و آیا دعوای تقسیم ترکه مالی است یا غیر مالی؟

جواب: معمولا دادخواست تقسیم ترکه، با دو عنوان و خواسته «تقسیم ترکه» و «مطالبه سهم الارث از اموال منقول و غیر منقول» مطرح می شود که اولی جزء دعاوی غیر مالی است اما دومی جزء دعاوی مالی است و باید مقوم شود (یعنی مبلغی برای آن ذکر شود) و تمبر هزینه دادرسی آن نیز بر همین مبنا تعیین و اخذ خواهد شد.

سوال7: آیا توقیف سهم الارث قبل از تقسیم ترکه ممکن است؟

جواب: بله- البته تعداد خیلی کمی از دادگاهها در این خصوص، عقیده دیگری دارند.

سوال8: منظور از تحریر ترکه چیست؟

جواب: طبق ماده 206 قانون امور حسبی: «مقصود از تحریر ترکه، تعیین مقدار ترکه و دیون متوفی است.»

سوال9: آیا لازم است قبل از تقسیم ترکه نسبت به تحریر ترکه اقدام کرد؟

جواب: خیر- البته لازم است به ماده 228 و 229 قانون امور حسبی و ماده 871 قانون مدنی توجه شود.

سوال10: در صورتی که چند نفر از ورثه به طرفیت چند نفر دیگر از ورثه درخواست تقسیم سهم الارث خود را کرده باشند ولی سهم الارث یکی از خواندگان از طرف اداره ثبت اسناد و املاک به نفع طلبکار (یا مثلا بابت مهریه) بازداشت شده باشد، و امکان فک بازداشت نباشد، آیا در این صورت، ماترک(ارث) قابل تقسم است؟

جواب: بله-  البته لازم است طلبکار (ذینفعی که سهم الارث یکی از ورثه به نفع او بازداشت شده) به دادرسی دعوت شود تا بتواند از حق خود دفاع کند.

  مصطفی محمدی: وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی- امور ملکی، ارث و وصیت، مطالبات مالی و قراردادها  (عضو کانون وکلای دادگستری مرکز- مدیر وکیل سرا و مؤسسه حقوقی فریاد دادپویان)